نسبت مالی و انواع آن چیست؟


نگاهی به نسبت های مالی مورد استفاده در بدهی ها

پیش از این به تعریف بدهی و انواع آن پرداختیم و به دنبال آن در این مقاله به بررسی نسبت های مالی مورد استفاده در این مبحث می پردازیم. کلیه بدهی ها شبیه به دیونی هستند که می بایست در آینده به اعتباردهندگان پرداخت شوند. و به همین دلیل ما در تجزیه و تحلیل نسبت ها گاه به جای واژه بدهی ها از واژه قرض یا دین استفاده می کنیم که منظورمان همان بدهی است. نسبت های مالی زیر برای تجزیه و تحلیل بدهی های مالی مورد استفاده قرار می گیرند :

1. نسبت بدهی

نسبت بدهی به مقایسه کل بدهی شرکت (بدهی بلندمدت به علاوه بدهی کوتاه مدت) با کل دارایی های آن می پردازد.

فرمول نسبت بدهی = مجموع دارایی ها / مجموع بدهی ها

  • این نسبت دیدی کلی از پولی که شرکت با قرض و بدهی به دیگران مورد استفاده قرار داده است به ما می دهد.
  • گاهی اوقات تحلیل گران از نسبت مالی بدهی به عنوان مقیاسی برای نسبت مالی و انواع آن چیست؟ توان شرکت به پرداخت تمام بدهی هایش در صورت ورشکستگی و فروش تمام دارایی هایش استفاده می کنند.
  • بدترین چیزی که می تواند برای یک شرکت اتفاق بیافتد این است که این نسبت از 1 بیشتر باشد که به این معنی است که بدهی های شرکت از پولی که می تواند با فروش دارایی هایش به دست آورد بیشتر است.
  • در نتیجه هر چه مقدار این نسبت اهرمی کمتر باشد موقعیت شرکت قوی تر خواهد بود و سرمایه گذاری در چنین شرکتی با ریسک کمتری همراه خواهد بود.
  • اگرچه به طور کلی بخش جاری مجموع بدهی ها یعنی همان بدهی های جاری (شامل بدهی های عملیاتی مثل حساب های پرداختنی و مالیات قابل پرداخت) چندان ریسکی ندارند و نیازی به پرداخت آنها از طریق فروش دارایی ها نیست. شرکت اصولا آنها را از طریق پول نقد و یا دارایی های جاری خود تامین می کند.

پس می توان گفت با اصلاح این نسبت به نسبت بدهی های بلند مدت به دارایی ها تصویر بهتری از موقعیت شرکت خواهیم داشت.

2. نسبت بدهی به ارزش ویژه

این نسبت به ما ایده ای در مورد مقایسه کل بدهی های یک شرکت به کل ارزش ویژه صاحبان سهام می دهد.

فرمول نسبت بدهی به ارزش ویژه = ارزش ویژه صاحبان سهام / مجموع بدهی ها

  • این نسبت به ما می گوید که چه میزان از سرمایه ی شرکت به وسیله تامین کنندگان، بستانکاران و اعتباردهندگان به دست آمده است و چه میزان به وسیله سهام داران سرمایه گذاری شده است.
  • این نسبت مالی همچنین ساختار سرمایه ای شرکت را بازگو می کند. هرقدر که این نسبت کمتر باشد میزان نفوذ سایر عوامل کمتر و موقعیت ارزش ویژه شرکت قوی تر است.
  • همچون نسبت قبل شما می توانید نسبت بدهی های بلند مدت به ارزش ویژه را نیز با حذف بدهی های جاری از کل بدهی ها محاسبه کنید. انتخاب نوع نسبت مورد استفاده بنا به هدف تحلیلگر می تواند متفاوت باشد.

3. نسبت سرمایه گذاری

این نسبت به شکل خاص بدهی های بلند مدت را با کل سرمایه (بدهی های بلند مدت به علاوه ارزش ویژه صاحبان سهام) یک شرکت مقایسه می کند.

نسبت سرمایه گذاری = (بدهی بلندمدت + ارزش ویژه صاحبان سهام)/ بدهی بلند مدت

  • این نسبت یکی از معنادارترین نسبت های بدهی است چرا که دیدی اساسی از استفاده شرکت از اهرم به ما می دهد.
  • اگر این نسبت مقدار کمی داشته باشد به این معنی است که شرکت بدهی های بلند مدت کم و ارزش ویژه بالایی دارد و کاملا مشخص است که پایین بودن سطح بدهی ها و وجود بخش سالم ارزش ویژه برند در ساختار سرمایه یک شرکت نشان دهنده تناسب مالی است.
  • پس سرمایه گذاران ترجیح می دهند که مقدار نسبت سرمایه گذاری کم باشد.

4. نسبت جریان نقدینگی به کل بدهی

این نسبت توان شرکت را در پرداخت کل بدهی های خود به وسیله مقایسه این بدهی ها با جریان نقدینگی ایجاد شده توسط عملیات وی در طول بازه ای از زمان مشخص می کند.

نسبت جریان نقدینگی به بدهی = مجموع بدهی ها/ جریان نقدینگی عملیات

  • کل بدهی ها به طور کامل متعلق به یک دوره زمانی خاص نیستند و همچنین شامل بدهی های بلندمدت نیز می شوند.
  • با اینهمه این نسبت نشان می دهد که آیا نقدینگی ایجاد شده به وسیله عملیات برای پرداخت بدهی های بلند مدت کفایت می کند یا خیر.
  • برخلاف سه نسبت مطرح شده در بالا، اینجا عدد مربوط به بدهی در مخرج کسر می آید.
  • بنابراین با افزایش جریان نقدینگی عملیات این نسبت افزایش یافته و هر چه این نسبت افزایش یابد مطلوب تر است.

5. نسبت پوشش سود

توان یک شرکت در پرداخت بدهی هایش به وسیله درآمد عملیاتی آن توسط این نسبت مشخص می شود. این نسبت حاصل تقسیم درآمد شرکت قبل از بهره و مالیات (EBIT) بر هزینه های بهره شرکت در یک بازه زمانی یکسان است.

تامین مالی چیست و انواع روشهای تامین مالی کدامند؟

تأمین مالی، هنر و علم مدیریت وجه نقد است. هدف از تأمین مالی، سرمایه‌گذاری، سودآوری، کاهش ریسک و برطرف کردن نیازهای اقتصادی و اجتماعی بنگاه اســت. سود ناشی از کسب کار بنگاه، از عوامل مهم تداوم فعالیــت بنگاه اقتصادی تلقی گردیده و منبع مهمــی برای تأمین مالی فعالیتهای عملیاتی بنگاه درآینده است. از نگرانیهای بنگاههای اقتصــادی در جهان، تأمین منابع مطلوب مالی میباشــد. هر نوع فعالیت نیاز بــه منابع مالی دارد. از ایــن رو، منابع مالی را به شــریان حیاتــی بنگاههای اقتصادی و سازمانهای کوچک و بزرگ تشبیه کرده اند. در حقیقت، هدف اصلی از هر نوع فعالیت اقتصادی ســودآوری اســت و کسب سود بدون وجود منابع مالی امکانپذیر نمیباشد.

تأمین مالی، به فرآیند تامین بودجه برای فعالیت های تجاری، خرید کالا یا سرمایه گذاری گفته می شود.

انواع روشهای تامین مالی

اگر می خواهید کسب و کار جدیدی راه اندازی کنید یا توسعه دهید، وارد تجارت شوید، کالایی خریداری کنید و نقدینگی کافی ندارید، نیازمند تامین مالی خواهید بود و انتخاب نوع تامین مالی بر عملکرد کسب و کار شما تاثیر مستقیم دارد.

بعنوان مثال شخصی جهت خرید خودرو یا آپارتمان از تسهیلات بانکی جهت تامین بخشی از مبلغ مورد نیاز استفاده می کند، یا جهت احداث کارخانه تولید لبنیات 40 درصد از سرمایه مورد نیاز از طریق سهامداران شرکت و 60 درصد از طریق تسهیلات بانکی تامین می شود. شرکتی مواد اولیه خود را بصورت نسیه خریداری می کند. مثالهای ذکر شده نمونه هایی از روشهای تامین مالی است.

روشهای تامین سرمایه به دو گروه عمده تقسیم می شودند.

۱- تامین مالی از منابع داخلی بنگاه(ابزارهای سرمایه ای)

روشهای تامین مالی سرمایه ای به روشهایی گفته می شود که سرمایه مورد نیاز از محل حقوق صاحبان سهام تامین شده و سرمایه گذاران در زمره مالکان شرکت قرار می گیرند.مانند افزایش سرمایه از محل آورده نقدی سهامداران یا فروش سهام

۲- تامین مالی از منابع خارج از بنگاه (ابزارهای بدهی)

روش تامین مالی از طریق بدهی به معنای تامین منابع مالی مورد نیاز به روش استقراض از سرمایه گذاران خارج از سهامداران شرکت می باشد. تامین کنندگان مالی در این روش به طور معمول از بازدهی معینی بابت سرمایه گذاری انجام شده بهره خواهند برد.

1- تامین مالی از منابع داخلی بنگاه (ابزارهای سرمایه ای)

1-1- افزایش سرمایه چیست

افزایش سرمایه یکی از روش های تامین مالی شرکت‌هاست.شرکت‌ها برای اینکه بتوانند فعالیت‌های خود را توسعه دهند و قدرت رقابت خود را حفظ و یا افزایش دهند اقدام به افزایش سرمایه می کنند.در برخی از مواقع نیز این کار به منظور اصلاح و بهبود ساختار مالی شرکت صورت می گیرد.این تامین منابع مالی جدید می تواند به شکل های مختلفی صورت پذیرد. هنگامی که یک شرکت بخواهد سرمایه خود را افزایش دهد باید تعدادی سهام جدید منتشر کند و به سهامداران بفروشد تا مبلغ مورد نیاز برای افزایش سرمایه را تأمین کند.تفاوت اصلی بین انواع روش های افزایش سرمایه،در محل تامین این منابع جدید است.در ادامه درباره انواع روش های آن بیشتر توضیح خواهیم داد.

1-1-1- افزایش سرمایه از محل سود انباشته

طبق قانون تجارت شرکت ها موظفند سالیانه درصدی از سود خود را نگهداری کنند.این سود در حسابی تحت عنوان سود انباشته در صورت های مالی شرکت ثبت می شود.در مواقعی که شرکت سود انباشته مناسبی دارد، تصمیم می گیرد که افزایش سرمایه خود را از این روش انجام بدهد و با این کار منابع جدید مورد نیاز خود را تامین کند.پس در روش سود انباشته عملا جریان نقدینگی جدید به شرکت وارد نمی شود.به دلیل اینکه سهامداران پولی برای سهام جدید خود پرداخت نمی کنند به سهامی که به این روش به سهامدار تعلق می گیرد، سهام جایزه هم گفته می شود.در روش سود انباشته درصد مالکیت سهامداران در شرکت تغییری پیدا نمی کند.یعنی به همان نسبت که سرمایه شرکت زیاد می شود تعداد سهام نیز افزایش پیدا می کند.از نظر تئوریک میزان دارایی سهامدار نیز تغییری نمی کند،یعنی به همان نسبت که تعداد سهام زیاد می شود قیمت سهام کاهش پیدا می کند.

1-1-2- افزایش سرمایه از محل آورده نقدی

در مواقعی که شرکت سود انباشته مناسبی ندارد و یا می خواهد که منابع مالی جدید به شرکت وارد کند از محل آورده نقدی سهامداران اقدام به افزایش سرمایه می کند. به دلیل اینکه افزایش سرمایه از این روش، نیازمند تأمین منابع جدید از سوی سهامداران فعلی شرکت است، شرکت حق استفاده و حضور در آن را ابتدا به سهامداران شرکت می‌دهد. به این صورت که اوراقی تحت عنوان حق تقدم سهام در اختیار سهامداران فعلی قرار می گیرد.نسبت مالی و انواع آن چیست؟ سهامدار در مدت زمان مجاز برای معاملات این اوراق که معمولا ۲ ماه است و به آن مهلت پذیره نویسی گفته می شود،می تواند یکی از دو کار را انجام دهد:

  1. پرداخت مبلغ اسمی سهام: در این روش شما به ازای هر سهم باید مبلغی را دراین بازه زمانی ۲ماهه به شرکت پرداخت نمایید.این مبلغ در ایران معمولا ۱۰۰۰ ریال(قیمت اسمی سهم) است.با این کار پس از طی شدن مراحل افزایش سرمایه،حق تقدم شما تبدیل به سهم عادی می شود.
  2. فروش حق تقدم: اگرشما به هر علتی تمایل نداشته باشید که از حق تقدم های خود استفاده کنید می توانید در این بازه زمانی ۲ ماهه حق تقدم های خود را به سرمایه گذاران دیگر بفروشید.این حق تقدم ها مثل سهام عادی در بورس قابل معامله هستند.مثلا حق تقدم ایران خودرو با نماد خودرو، با نماد خودروح معامله می شود.قیمت حق تقدم به اندازه آورده شما(معمولا ۱۰۰۰ ریال) از قیمت روز سهم اصلی در بازار کمتر است.
  • نکته:اگر شما به هر علتی مبلغ اسمی سهام را پرداخت نکنید و همچنین حق تقدم خود را نیز به فروش نرسانید،پس از اتمام مهلت پذیره نویسی حق تقدم سهام شما به فروش می رود.یعنی شرکت حق تقدم های استفاده نشده را از طریق بورس به فروش می رساند و مبلغ حاصل از فروش را بعد از کسر کارمزدها به حساب شما واریز می کند.قیمت فروش در این مواقع معمولا نزدیک به قیمت روزهای آخر پذیره نویسی حق تقدم هاست.

1-1-3- افزایش سرمایه از محل تجدید ارزیابی دارایی ها

در افزایش سرمایه از محل تجدید ارزیابی دارایی ها، شرکت دارایی های ثابت مشهود خود را نظیر زمین، ساختمان، ماشین آلات و تجهیزات، سرمایه گذاری ها و … را مورد تجدید ارزیابی قرار می دهند.با این کار ارزش دارایی های شرکت در ترازنامه به روز می شود.در نتیجه از آنجایی که معادله حسابداری در ترازنامه باید برقرار باقی بماند و بدهی های شرکت نیز تغییری نکرده،سرمایه شرکت باید افزایش پیدا بکند تا این معادله برقرار بماند.در این روش نیز پولی به شرکت وارد نمی شود و فقط یک عملیات حسابداری در صورتهای مالی شرکت رخ می دهد.در این روش نیز به همان مقدار که تعداد سهام افزایش پیدا می کند قیمت آن کاهش پیدا می کند،در نتیجه تغییری در دارایی سهامداران رخ نمی دهد.

1-1-4- روش صرف سهام

در این روش ، شرکت سهام خود را به مبلغی بیش از قیمت اسمی و از طریق پذیره نویسی به فروش رسانده و تفاوت حاصل از قیمت فروش و قیمت اسمی سهام را ، به حساب اندوخته منتقل و یا در ازای آن سهام جدید ، به سهامداران قبلی میدهد .

در افزایش سرمایه به روش صرف سهام بجای انتشار سهام عادی با ارزش اسمی، پذیره نویسی سهام جدید ناشی از افزایش سرمایه نسبت مالی و انواع آن چیست؟ به قیمت بازار انجام میگیرد. منظور از صرف سهام، اضافه ارزش سهام یعنی ما به التفاوت ارزش بازاری و اسمی سهام میباشد. شرکت در خصوص صرف سهام سه کار می توانند انجام دهند:
• انتقال اضافه ارزش به اندوخته شرکت
• تقسیم نقدی اضافه ارزش به سهامداری قبلی
• دادن سهام جدید به سهامداران قبلی
در مورد فروش هم دو کار می توانند انجام دهند
• فروش با حفظ حق تقدم
• فروش با سلب حق تقدم

2- تامین مالی از منابع خارج از بنگاه (ابزارهای بدهی)

در بســیاری از پروژه‌های مهم بنگاه‌های اقتصادی، به دلایل زیر امــکان تأمین مالی داخلی وجود نداشــته و در چنین شرایطی بنگاه‌ها برای تأمین وجه نقد سرمایه‌گذاری و وجه نقد ســرمایه در گــردش و اطمینان از فروش بیشــتر کالا، بــه تأمین منابع مالی خارجی گرایش پیدا می‌کنند.

  • حجم بالای سرمایه‌گذاری مورد نیاز
  • ریسک بالای پروژه از نظر مسائل سیاسی و اقتصادی
  • حضور در بازارهای جهانی و اطمینان از فروش کالا در دیگر کشورها
  • عدم کفایــت اعتبارات دولتی برای تأمین مالی طرح‌ها یا پروژه‌ها
  • محدودیت مالــی بانکهای داخلی برای تأمین مالی طرح‌ها یا پروژه‌ها
  • مشــارکت مالــی دیگر کشــورها برای تأمیــن مالــی، کاهش هزینه و ریســک ســرمایه‌گذاری، دســتیابی بــه فناوری پیشــرفته، تولید انبوه و کاهش بهای تمام شده و دسترسی به بازارهای جهانی
  • اعمال برخی از سیاســتهای پولی بانک مرکزی

2-1- تسهیلات بانکی

مطلب در حال تکمیل است.

2-2- تسهیلات اعتباری خارجی میان مدت (فاینانس)

  • نرخ پائین بهره
  • بلندمدت بودن زمان بازپرداخت
  • امکان مدیریت توسط طرف داخلی
  • انتقال ریسک دریافت وام به اعتبار گیرنده (دولت یا شرکت های دولتی و خصوصی خارجی) و انتقال ریسک نوسانات بازار ارز به طرف خارجی
  • تاخیــر در زمــان اجرای پــروژه باعث
  • افزایش جرائم بانکی و بهای تمام شــده پروژه می‌شود
  • فاینانس فقــط جذب ســرمایه فیزیکی است و انتقال دانش فنی و فناوری تلقی نمی‌گردد
  • فاینانس باعث افزایش رقابت در معموال صنعت کشور نمی‌گردد.
  • به دلیل ریســک باالی سرمایه‌گذاری در ایران (از نظــر بیگانگان)، هزینه بیمه وام هــای پرداختی به دولت و شــرکت‌های ایرانی بالاتر از اســتانداردهای بین‌المللی اســت و این فرآیند باعث افزایش بهای تمام شــده و نهایتا کاهش سود متعارف بنگاه‌ها می‌گردد.

2-3- تسهیلات اعتباری خارجی کوتاه مدت (ریفاینانس)

اســتفاده ازخطوط اعتبــاری کوتاه مدت بین بانکی حداکثر یکســاله برای گشــایش عتبارات اســنادی بابــت واردات کاال را تأمین مالــی مجدد یا ریفاینانس می‌گویند. کلیه واردکنندگان کالا و خدمات می‌توانند اقدام به گشایش اعتبارات اسنادی با اســتفاده از خطوط اعتبــاری بین بانکی نماینــد. تأمین مالی مجدد نوعی گشــایش اعتبار اســنادی می‌باشــد که فروشــنده یا ذینفع در زمان معامله، طبق شــرایط اعتبار وجه اســناد را بــه صورت نقــد از بانک کارگــزار دریافــت مینمایــد و خریدار با توجــه به قرارداد منعقده بــا بانک در زمان تعیین شــده در قرارداد اقــدام به پرداخت وجه اسناد مینماید.حداکثر مهلت خریدار برای پرداخت وجه اسناد یک سال می‌باشد

2-4- نسیه (یوزانس)

نسیه تضمین شده یا یوزانس معنی فرجه، مدت، بهره پول، مهلت و وعده پرداخــت آمده اســت و در عرف تجارت بین‌الملل به معنای نسیه تضمین شده است ودر اصطلاح سرمایه‌گذاری به معنی توافق بر پرداخت قیمت فناوری و تجهیزات دریافت شــده در قبال ارایه برات مدت‌دار می‌باشد.

آموزش نحوه محاسبه نسبت های مالی و روش های ارزشگذاری سهام

آموزش نحوه محاسبه نسبت های مالی و روش های ارزشگذاری سهام

نسبت های مالی و روش های مختلف ارزشگذاری سهام شرکت های بورسی از مباحث بسیار مهمی است، که در تحلیل بنیادی از آنها استفاده های بسیار زیادی می شود.

در واقع تحلیلگران با استفاده از این نسبت ها و مفاهیم مهم جهت تحلیل بنیادی سهام و برای پیدا کردن قیمت ذاتی سهم ها، اقدام می کنند و با به دست آوردن ارزش واقعی آن ها تصمیم به خرید یا فروش سهام شرکت ها می کنند.

اما قبل از شرح کامل این نسبت های مالی و روش های مختلفی که در آن وجود دارد. باید به نکته بسیار مهم و کلیدی در رابطه با کاربرد های متفاوت روش هایی که در ادامه شرح می دهیم، اشاره کنیم.

هر یک از روش هایی که توضیح خواهیم داد باید فقط و فقط بر اساس ماهیت و فرمت سهام هر شرکت به صورت جداگانه استفاده شوند .

در واقع این نسبت های مالی و روش های کاربردی بسته به نوع فعالیت هر شرکت بورسی مثل خدماتی، سرمایه گذاری و یا تولیدی می تواند کاملا متفاوت باشد و استفاده های نا به جا از هر کدام یک اشتباه بسیار بزرگی است که متاسفانه بعضا در بین معامله گران کشور ما نیز دیده می شود.

ما در این مقاله پس از توضیح در مورد این نسبت ها، به کاربرد و موارد استفاده هر یک از آن ها نیز اشاره خواهیم داشت.

پس با توجه به این موضوع مهم، در ادامه مطلب با ما همراه باشید تا با این نسبت های مالی و روش های مختلف ارزش گذاری سهام بیشتر آشنا شوید.

پیشنهاد ویژه: دوره بورس تهران معتبر ترین دوره بورس در کشور

پی بر ای P/E یا نسبت قیمت به سود سهام

پی بر ای P/E یا نسبت قیمت به سود سهام

نسبت P/E یکی از نسبت های بسیار پرکاربرد در بحث ارزش گذاری شرکت های تولیدی است که بسیار زیاد مورد استفاده تحلیلگران قرار می گیرد. نسبت پی بر ای در واقع از تقسیم قیمت روز سهام بر سود ساخته شده به ازای هر سهم‌ شرکت به دست می آید.

ما از طریق این نسبت متوجه خواهیم شد که در ازای هر ۱ ریال سودی که شرکت ساخته است چند ریال بابت خرید سهام آن شرکت پرداخت می کنیم. طبیعی است هر چه این نسبت عدد پایین تری را به ما نشان دهد سهام مورد نظر از جذابیت بیشتری برخوردار است.

منظور از شرکت های تولیدی شرکت های فولادی، پتروشیمی و شرکت هایی از این قبیل است که محصول تولیدی و فروش مشخصی دارند و سود های آن ها تکرار پذیر است .این شرکت ها عمدتا از منطق P/E پیروی می کنند.

ارزش خالص دارایی یا Net Asset Value

ارزش خالص دارایی یا Net Asset Value

خالص ارزش دارایی یا مبحث Net Asset Value یکی از مهمترین روش های کاربردی برای ارزشگذاری شرکت های هلدینگ و سرمایه گذاری در بازار سهام است. این نسبت در واقع نشان دهنده خالص ارزش دارایی شرکت است که از فرمول بسیار ساده ای تبعیت می کند.

کل دارایی های یک شرکت شامل سهام ، زمین و انواع سرمایه گذاری هایی که در پرتفوی بورسی و غیر بورسی شرکت است، منهی بدهی های آن مساوی با خالص ارزش دارایی ها یا همان NAV شرکت می باشد.

منظور از شرکت های سرمایه گذاری و هلدینگ در واقع شرکت هایی هستند که در بازار سهام، تمرکز اصلی خود آن ها در خرید و فروش سهام شرکت های دیگر است.و جزو شرکت های تولید محصول به حساب نمی آیند.

کل دارایی ها - کل بدهی ها = خالص ارزش دارایی های شرکت


شاخص Return on Equity یا به اختصار ROE

شاخص ROE در بورس یکی از کارآمدترین و در عین حال جالب ترین ترین نسبت های ارزشگذاری در سهام است.

برای نشان دادن میزان سودآوری یک شرکت از شاخص بازده جمع حقوق صاحبان سهام یا Return On Equity استفاده می‌شود که بیانگر میزان کارایی شرکت در تولید سود است.

این شاخص به عنوان بازده دارایی خالص در نظر گرفته می شود. ROE معیاری برای سودآوری شرکت در رابطه با جمع حقوق صاحبان سهام در نظر گرفته شده است.این نسبت همچنین به ما نشان می‌دهد آیا مدیریت با نرخ و سرعتی مناسب در حال افزایش ارزش و سود آوری شرکت است یا خیر.

از این نسبت می توان برای سنجش ارزش اکثر شرکت های بورسی استفاده کرد اما باید توجه ویژه ای به ترازنامه شرکت مورد نظر و به روز بودن ارزش دارایی های آن شرکت با توجه به بحث تورم در کشور ایران کرد.

نسبت P/B یا قیمت به جمع حقوق صاحبان سهام

نسبت P/B یا قیمت به جمع حقوق صاحبان سهام

نسبت P/B یکی از ارزشمندترین نسبت های ارزشگذاری در بازار سهام است که می تواند بازدهی بسیار جذابی برای سرمایه گذاران ایجاد کند. منظور از B در واقع همان Book Value یا جمع حقوق صاحبان سهام ثبت شده در ترازنامه شرکت است.

در واقع با تقسیم جمع حقوق صاحبان سهام شرکت با تعداد سهام ثبت شده آن شرکت در بورس می توان به رقم Book Value به ازای هر سهم رسید که نهایتا با تقسیم قیمت روز سهام بر این عدد به نسبت P/B خواهیم رسید.

این نسبت برای ارزیابی اکثر شرکت ها، به خصوص شرکت هایی که به تازگی افزایش سرمایه از محل تجدید ارزیابی دارایی داشته اند بسیار کار آمد است.

Price / bookvalue = p/b

شاخص Return On Asset یا به اختصار ROA

شاخص Return On Asset یا به اختصار ROA

ROA شاخصی از چگونگی سودآوری خالص یک شرکت، بسته به کل دارایی ‌های آن شرکت می باشد. در واقع ROA یک شرکت، از تقسیم درآمد یا سود خالص شرکت، به کل دارایی های آن شرکت به دست می آید.

ROA در واقع یک شاخص سنجش درباره مدیریت توانمند است.که در رابطه با چگونگی استفاده از دارایی‌های شرکت در جهت تولید سود از دارایی‌های مولد دید عمیقی به به ما می‌دهد.

این شاخص میخواهد کیفیت سود ساخته شده شرکت را به ما نشان دهد هر چند که به دلیل شرایط تورمی کشور ایران، ممکن است دارایی های ثبت شده شرکت در ترازنامه از ارزش واقعی خود بسیار دور باشند و در این حالت و در صورت به روز نبودن ترازنامه می تواند تحلیلگر را دچار اشتباهات فاحشی کند.

نسبت PEG یا نسبت قیمت به سود،به ازای میزان رشد شرکت

این نسبت ارزشگذاری بسیار جذاب و شیرین در واقع برگرفته از همان نسبت معروف و پر کاربرد P/E است. با این تفاوت که نرخ رشد سودآوری شرکت را نیز مد نظر قرار می دهد.

در واقع با در نظر گرفتن این نسبت ممکن است در نگاه اول دو شرکت که از لحاظ عدد P/E یکسان هستند از ارزشمندی یکسانی برخوردار باشند اما وقتی این عدد به دست آمده را تقسیم بر نرخ رشد یا همان Growth سود آوری شرکت نیز می‌کنیم با تفاوت های جالبی مواجه می شویم که دید بسیار عمیق تری به تحلیلگر خواهد داد.

سهم هایی که از منطق P/E پیروی کنند از این نسبت شیرین نیز پیروی خواهند کرد.

روش های پیشرفته و جریانات نقد شامل FCF ،DCF ،DDM

جریان نقدی آزاد یا Free Cash Flow در واقع همان جریان نقد مانده در اختیار شرکت پس از خروج وجه نقد و برای پوشش عملیات جاری و حفظ دارایی‌های شرکت است.

جریان نقدی آزاد (FCF) هزینه‌های غیر نقدی مانند استهلاک دارایی‌ها و تجهیزات را از صورت سود و زیان حذف می‌کند. جریان نقدی آزاد این فرصت را به مدیران یک شرکت می‌دهد که به دنبال فرصت‌های افزایش بازدهی باشند و برنامه‌های توسعه شرکت، گسترش کسب‌وکار، پرداخت سودهای نقدی و کاهش بدهی‌ها را به سرانجام برساند.

از این روش میتوان برای اکثریت سهم های در بورس استفاده ای بسیار بهینه کرد. به خصوص شرکت هایی که در تولید جریانات نقد توانمندی بالایی دارند.

روش DCF یا DISCOUNT CASH FLOW در واقع از جریانات نقدی تنزیل یافته درج شده در صورت های مالی شرکت، به بررسی و پیش بینی آینده این جریانات نقدی و میزان تنزیل آن ها می‌پردازد.

در این روش هدف اصلی تحلیلگر آن است که وجه نقدی را که یک سرمایه گذار از این کار دریافت می کند، بر اساس ارزش زمانی پول بسنجد. زیرا در علم اقتصاد ارزش 1 میلیون تومان امروز به مراتب بیشتر از 1 میلیون تومان چند ماه آتی است. استفاده از این روش نیز همانند روش FCF برای عمده شرکت های بورسی امکان پذیر است.

روش DDM یا DIVIDEND DISCOUNT MODEL که مفهوم تحلیلی آن تنزیل سود تقسیمی سالانه شرکت در ارزش فعلی آن شرکت است. به این صورت که ارزش هر دارایی، همان ارزش فعلی جریان های نقدی آتی مورد انتظار ما می‌باشد که با نرخ رشدی متناسب با میزان ریسک جریان‌های نقدی تنزیل شده‌است.

با توجه به اینکه پیش‌بینی میزان و درصد سود تقسیمی شرکت ها تا زمان بی‌نهایت امکان‌پذیر نیست، حالت‌های مختلف مدل تنزیل سود تقسیمی، بر اساس مفروضات متفاوت وجود دارد که تحلیلگران از انواع این پیش بینی ها استفاده می کنند .

از این روش می توان برای ارزیابی شرکت هایی که وضعیت با ثباتی را با یک نرخ رشد ثابت دارند استفاده کرد.

نسبت P/S یا قیمت به میزان فروش شرکت

نسبت P/S یا قیمت به میزان فروش شرکت

نسبت P/S یا همان نسبت قیمت به فروش همان‌طور که از نامش مشخص است از تقسیم قیمت بر فروش شرکت به نسبت مالی و انواع آن چیست؟ ازای هر سهم به دست می آید. برای این کار لازم است میزان فروش کل شرکت بر تعداد سهم‌های شرکت تقسیم شود. تا ابتدا فروش به ازای هر برگ سهم به دست آید .

در مرحله بعد قیمت روز سهام تقسیم بر عدد بدست آمده می شود تا نسبت P/S سهم به دست آید.

نسبت P/NAV یا قیمت به خالص ارزش دارایی ها

نسبت P/NAV یا قیمت به خالص ارزش دارایی ها

بعد از به دست آوردن NAV به ازای هر سهم یک شرکت هلدینگ، که در واقع همان خالص ارزش دارایی ها هر سهم شرکت است . برای ارزشگذاری هر برگ سهام آن لازم است تا به نسبت P/NAV توجه ویژه ای داشته باشیم.

این نسبت از تقسیم قیمت روز سهام بر NAV هر برگ سهام شرکت به دست می آید. بعد از تقسیم این دو، درصد به دست آمده هر مقدار که از عدد 100 کوچکتر باشد میزان زیر ارزش ذاتی بودن قیمت را نشان می دهد و هر چه از 100 فراتر رود نشان از حباب قیمتی دارد.

از این نسبت برای ارزشگذاری شرکت های هلدینگ و سرمایه گذاری استفاده می شود.

EPS ، DPS و تفاوت های آن ها

EPS ، DPS و تفاوت های آن ها

منظور از EPS که در واقع مخفف جمله Earnings per share است .به معنای سود به ازای هر سهم است. هر شرکت بعد از کسب سود و در صورت های مالی خود میزان سود خالص به دست آمده را تقسیم بر تعداد سهام ثبت شده در سازمان بورس می کند و از این طریق میزان EPS یا همان سود به ازای هر سهم شرکت به دست می آید.

منظور از DPS که در واقع مخفف جمله Dividend Per Share است. به معنای سود تقسیم شده از دل همان EPS به دست آمده شرکت در بین سهامداران آن شرکت است. در واقع هر شرکت بورسی به صورت سالانه موظف است بخشی از سود به دست آمده شرکت را که میزان و درصد آن به تصویب هیئت مدیره می رسد را در بین سهامداران تقسیم کند .

به سودی که در بین سهامداران از دل EPS ساخته شده شرکت پرداخت می شود، اصطلاحا DPS می گویند.

جمع بندی

در این مطلب که در ادامه مباحث آموزش بورس و فارکس تدارک دیده شده بود سعی کردیم مهمترین و کاربردی ترین نسبت های مالی و ارزشگذاری سهام را که در ایران کاربردی تر هستند برای شما شرح مختصری دهیم .

هر چند که نسبت های مالی در سطح جهانی وسعت بسیار بیشتری دارد اما سعی ما بر تشریح مهمترین و کاربردی ترین آن ها در بازار بورس تهران بود.

در انتها بد نیست به جدول بسیار جذابی که توسط تیم تحلیلی مجموعه آموزش بورس تهیه شده است، نگاهی گذرا داشته باشید.

جدول زیر به ما نشان می دهد که در چند سال گذشته بورس تهران کدام یک از روش های ارزشگذاری بیشتر مورد استفاده تحلیلگران قرار گرفته اند و هر کدام چه میزان بازدهی و خطایی داشته اند و علل آن ها چه بوده است.

انواع بازارهای مالی

بازارهای مالی یا Financial Markets زیر مجموعه‌ای از نظام اقتصادی هستند که در آنها وجوه، اعتبارات و سرمایه در قالب قوانین و مقررات مشخصی، از صاحبان پول و سرمایه به سمت متقاضیان جریان دارد. به بیان ساده‌تر به بازاری که در آن دارایی‌های مالی مانند سهام، سپرده‌های سرمایه‌گذاری، طرح‌های بازنشستگی، انواع بیمه ‌نامه‌ها و اوراق بهادار معامله می‌شود، بازار مالی گفته می‌شود که نقش یک واسطه بین خریداران و فروشندگان را ایفا می‌کند.

در واقع این بازارها شرایطی را فراهم می‌کنند تا افراد بتوانند اوراق بهادار خود را به فروش برسانند و یا در ازای پرداخت پول، صاحب قسمتی از سهام یک شرکت شوند و تیم آسان‌بورس تصمیم دارد تا در راستای آموزش بورس به توضیح جامع مفهوم فوق بپردازد.

کاربرد بازارهای مالی

بازارهای مالی پویا، منافع بسیار زیادی را برای نظام‌های اقتصادی فراهم می‌کنند که مهمترین آنها عبارتند از:

  • تجمیع منابع خرد و تخصیص آنها به سرمایه‌گذاران
  • کمک به کشف قیمت منابع به صورت غیر دستوری
  • تقویت نقدشوندگی در نظام‌های مالی
  • ایجاد ارتباط مشخص بین ریسک و بازده
  • هدایت نقدینگی به مسیری درست و جلوگیری از رشد بازارهای ناسالم
  • بهبود شفافیت در فعالیت‌های اقتصادی
  • کمک به اعمال سیاست‌های پولی و مالی بانک مرکزی و دولت

انواع بازارهای مالی

بازارهای مالی بر اساس حق مالی، سررسید ابزار مورد معامله، ساختار سازمانی و زمان واگذاری در چهار دسته‌ی مختلف طبقه‌بندی می‌شوند:

تقسیم‌بندی بازارهای مالی

بازارهای مالی بر اساس حق مالی

بازارهای مالی بر اساس حق مالی به دو دسته‌ی بازار بدهی و بازار سهام تقسیم می‌شوند:

بازار بدهی (Debt Market)

به بازاری که در آن ابزارهای بدهی مختلفی مانند اوراق قرضه دولتی، اسناد خزانه دولتی و اوراق مشارکت معامله می‌شود، بازار بدهی می‌گویند. این اوراق ممکن است متعلق به شرکت‌ها، دولت‌ها، بانک‌ها، شهرداری‌ها و سایر سازمان‌ها باشد.

بازار سهام (Stock Market)

به بازاری که در آن سهام از طریق بازارهای منسجم و قانون‌مند مانند بورس؛ توزیع و مبادله می‌شود، بازار سهام یا به اصطلاح بازار بورس گفته می‌شود. این بازار یکی از حساس‌ترین حوزه‌های اقتصاد است، زیرا به شرکت‌ها این امکان را می‌دهد که از طریق توزیع بخشی از مالیکت خود به سرمایه‌گذاران، سرمایه مورد نیاز خود را تامین کنند.

بازارهای مالی بر اساس سررسید ابزار مورد معامله

بازارها بر اساس سررسید ابزار مورد معامله به دو دسته‌ی بازار پول و سرمایه تقسیم می‌شوند:

بازار پول (Money Market)

به بازاری که در آن اوراق بهادار با سررسیدی کمتر از یک سال معامله می‌شوند و نرخ بهره متناسب با مدت زمان نگهداری اوراق تعیین می‌شود، بازار پول می‌گویند. سرعت نقدشوندگی بالا، ریسک عدم پرداخت پایین و کمتر بودن نرخ بهره نسبت به سایر بازارها، از جمله فاکتورهای مثبت در بازار پول می‌باشد.

بازار سرمایه (Capital Market)

به بازاری که خرید و فروش دارایی‌های مالی با سررسید بیش از یک سال یا بدون سررسید در آن انجام می‌شود، بازار سرمایه می‌گویند. بطور کلی این بازار فرایند هدایت و تخصیص منابع اقتصادی را تسهیل می‌کند و خود به دو بازار اولیه و ثانویه تقسیم می‌شود:

  • بازار اولیه: به بازاری که تشکیل سرمایه در آن اتفاق می‌افتد و اوراق بهادار برای اولین بار در آن عرضه و مبادله می‌شوند، بازار اولیه می‌گویند.
  • بازار ثانویه: بازار ثانویه این امکان را فراهم می‌کند تا اوراقی که برای اولین بار در بازار اولیه عرضه شدند، دوباره قابلیت معامله داشته باشند و صاحبان این اوراق نگرانی از جهت خرید یا فروش آنها نداشته باشند.

بازار پول و سرمایه

بازارهای مالی از نظر ساختار سازمانی و قانون‌مندی

بازارهای مالی از نظر ساختار سازمانی و قانون‌مندی به چهار دسته‌ی بازارهای رسمی، بازارهای خارج از بورس، بازار سوم و بازار چهارم تقسیم می‌شوند:

بازارهای رسمی

بورس اوراق بهادار یکی از بازارهای رسمی سازمان‌یافته است که قوانین و شرایط سختگیرانه‌ای را برای پذیرش شرکت‌ها اعمال می‌کند؛ در واقع شرکت‌ها ابتدا از لحاظ میزان نقدینگی، شفافیت اطلاعات و ترازهای مالی مورد بررسی قرار می‌گیرند و سپس در این بازار پذیرفته می‌شوند.

بازار خارج از بورس

به بازاری که اوراق بهادار شرکت‌های پذیرفته نشده در بورس در آن معامله می‌شود، بازار خارج از بورس یا بازار مبتنی بر چانه‌زنی می‌گویند. این بازار دارای مکان فیزیکی جهت معامله نیست و شرایط آسان‌تری را برای پذیرش شرکت‌ها در نظر گرفته است.

بازار سوم

معمولاً سازمان‌ها و موسسات بزرگ سرمایه‌گذاری به دلیل حق کمیسیون و کارمزد کمتری که در بازار سوم وجود دارد، مشغول به فعالیت در این بازار هستند.

بازار چهارم

شرکت‌ها و سازمان‌هایی در این بازار فعال هستند که قصد انجام معاملات عمده و بلوکی را دارند. این شرکت‌ها برای اینکه در معاملات خود کارمزدی پرداخت نکنند، معمولاً به صورت مستقیم و بدون دخالت کارگزار وارد معامله می‌شوند.

بازارهای مالی بر اساس زمان واگذاری

بازارهای مالی بر اساس زمان واگذاری به نسبت مالی و انواع آن چیست؟ نسبت مالی و انواع آن چیست؟ دو دسته‌ی بازار آتی و بازار نقدی تقسیم می‌شوند:

بازار آتی (Future Market)

به بازاری که در آن اوراق مشتقه معامله می‌شود، بازار آتی یا بازار اوراق مشتقه نام دارد. اوراق مشتقه، قراردادی است که بر اساس آن صاحب اوراق موظف یا مختار است که در تاریخ مشخصی در آینده، یک دارایی را بخرد یا بفروشد.

بازار نقدی (Spot Market)

به بازاری که برای انجام فوری معاملات شامل خرید و فروش کالاها و اوراق بهادار تشکیل شده‌است، بازار نقدی می‌گویند. بازار نقدی در نقطه‌ی مقابل بازار آتی قرار دارد و از آنجا که معاملات این بازار در نقطه‌ای از زمان انجام می‌شود، به آن بازار نقطه‌ای نیز می‌گویند.

نسبت مالی و انواع آن چیست؟

نهاد واسط

نهاد واسط

  • 16036 بازدید
  • دوشنبه, 20 ارديبهشت 1395 17:26

نهاد واسط طبق تعريف بند (د) ماده 1 قانون توسعه ابزارها و نهادهاي مالي جديد چنين تعريف شده است: «یکی از نهادهای مالی موضوع قانون بازار اوراق بهادار جمهوری اسلامی ایران است که می‌تواند با انجام معاملات موضوع عقود اسلامی نسبت به تأمین مالی از طریق انتشار اوراق بهادار اقدام نماید.» اين تعريف در بردارنده موضوع نهاد واسط است كه در اساسنامه اين نهاد بيان گرديده است.
نهاد واسط به عنوان عامل انتشار انواع اوراق بهادار اسلامي يا همان صكوك تنها نهادي است كه مي‌تواند اوراق بهادار منتشر نمايد. شخص بانی که قصد دارد به منظور تامین مالی خویش اوراق بهادار منتشر نماید بر اساس ماده 3 دستور العمل انتشار اوراق بهادار اجاره بايد تنها از طريق نهاد واسط به امر انتشار اوراق اقدام نماید.
نهاد واسط بر اساس الگویی که به موجب مقررات تنظیم یافته است نقش وکالتی دو جانبه ایفا می نماید. از یک سو نسبت به برخی امور وکیل بانی است و در انجام پاره ای امور دیگر وکیل دارندگان اوراق است. عمده فعالیتهای نهاد واسط تا زمان انتشار اوراق و قبل از انتقال آن به سرمایه­گذاران به وکالت از بانی صورت می­گیرد. اگر چه قرارداد وکالت مجزایی بین نهاد واسط و بانی با موضوع انجام فعالیت­های بانی توسط نهاد واسط منعقد نمی­گردد اما واگذاری اموری چون انعقاد قرارداد با عامل فروش، بازارگردان و متعهد پذیره­نویس به نوعی گویای اعطای نوعی وکالت ضمنی به نهاد واسط از سوی بانی است.
پس از واگذاری اوراق بهادار به سرمایه­گذاران نهاد واسط ضمن انتقال اوراق به دارندگان اوراق خود را به عنوان وکیل دارندگان در امر انعقاد قراردادهای مربوط به دارایی پایه انتشار اوراق معرفی می­کند. این امر این اختیار را به نهاد واسط می دهد تا در امر انعقاد قراردادهای پس از انتشار اوراق مانند قرارداد خرید، اجاره، ضمانت و . اقدام نماید. همینطور نهاد واسط نسبت به دریافت سود و به تناسب اصل اوراق و توزیع آن بین دارندگان اوراق اقدام می­ورزد. در برخی موارد نهاد واسط با توجه به حق توکیلی که از سوی دارندگان اوراق به وی در انجام امور فوق وگذار می­شود، امر پرداخت سود و اصل اوراق را به شرکت سپرده­گذاری مرکزی اوراق بهادار و تسویه وجوه به عنوان عامل پرداخت واگذار می­کند. همین­طور نهاد واسط در امر پیگیری دعاوی و اجرای احکام صادره توسط دادگاه ها مطابق با ماده 35 قانون آیین دادرسی مدنی وکالت و توکیل در وکالت خواهد داشت.
مسئوليت نهاد واسط در حدود مسئوليت وكيل است. از اين رو تنها در مواردي امكان رجوع به وي وجود دارد كه نهاد واسط مرتكب تقصير شده و به تعهدات قانونی و قراردادی خویش عمل ننماید

منوی اصلی

تماس با ما

آدرس : تهران - خیابان مطهری- خیابان کوه نور- کوچه ششم- شماره 6

شماره تماس: 02142431000

© 2014 هاست ایران. تمامی حقوق محفوظ است.
طراحی سایت توسط واحد طراحی و توسعه هاست ایران



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.